ثنا جان میوه زندگی مامان وحیده و بابا ابوالفضلثنا جان میوه زندگی مامان وحیده و بابا ابوالفضل، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 10 روز سن داره

ثنا خانم مهربون

10 روز مونده به تولد یک سالگی دخمل طلای من

1392/10/13 2:11
نویسنده : مامان ثنا
249 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل مامان. عزیزکم وروجکم دیگه خیلی نمونده که 1 ساله بشی. خدارو شکر که هدیه باارزشش یک ساله که کنارمونه و لحظات ما رو غرق در شادی کرده. امروز آخرین روز ماه صفر بود. شما هم تو این چند روز اخیر یاد گرفتی سینه بزنی. اینقدم قشنگ و تند میزنی که نگو. تا مداحی از تلویزیون میشنوی و یا میگم ثنا سینه بزن شروع میکنی. قربونت بشم ایشالله همیشه عزادار آقام حسین باشی. چند روز پیش هم که طیق معمول در حال انجام وظیفت که خالی کردن کشوی آشپزخونه هست بودی یهو دیدم داری کلاغ پر میکنی. انگشت کوچولوت رو میذاری رو زمین و بلند میکنی و میگی پپپپپپَ. تازه وقتی خودم میگم و میرسم به ثنا از قبل میدونی که چهارمین اسم ثناست و شروع میکنی به دست زدن. چند قدمی راه میری ولی هنوز نمی تونی تعادلت رو حفظ کنی و میفتی. یه چند بارم هست میگی کیه ولی هر وقت من بهت میگم نمی گی. خوب دیگه از اونجاییکه که میدونم طرفداری پرو پا قرصت منتظر عکسای خوشکلت هستن بیشتر از این منتظرشون نمیذارم. شرمنده که دیر شد دوست جونا. باور کنید الانم ساعت 1.30 شبه که ثنا خوابه و من دارم مینویسم.اینم از عکسا: 

این عکسو روز اربعین که همراه بابایی رفته بودین انصارالمهدی ازت گرفتم نفسم. کلاه سرت بود که یهو مثه همیشه از سرت درش آوردی و پرتش کردی:

 تلاش شما برای بلند شده موندن:

مامان بیا دستمو بگیر . کجاااااااااااااایییییییییییییییییییی؟

تازه از خواب بیدار شده بودی. که هوس توپ بازی کردی:

مامان من اصلا حوصله صبحوه خوردن ندارما گیرندی. میخوام بازی کنم

الهی من فدای خوابیدنت بشم همه کسم

جمعه هفته گذشته اولین مهمانی بزرگم که نعداد 20 نفر بود را دادم. خانواده خودم. آقاجون اینا. البته خانواده بابایی رو قبلا دعوت کردم. ولی خوب تعدادشون 10 نفر بود. خداروشکر با وجود اینکه بار اولم بود خورش زیاد درست می کردم خیلی خوشمزه شد.

اه مامان این عمو امینه که می گفتی؟ یادم اومد حالا.

درحال خوندن شعر معروف امیررضا(امیررضای پنچری عباس قلی عباس قلی) و بالا و پایین بردن دست شما:

اینم نی نی محمد مبین پسر دایی محمد رضا که تقریبا 2.5 ماهشه:

اینجا هم که شکار لحظه ها کردم از پرتقال خوردن امیررضا:

 

برای اینکه زندایی حمیده شاکی نشه اینم یه عکس خوشکل از امیررضا جونم:

مامان جون مامان بابایی شب شهادت امام حسن یه آش نذری خیلی بزرگ داشت که همه جمع شده بودیم .خدا قبول کنه ایشالله. تو این عکس عمو حسین . امیر حافظ. عمو محمد. بابایی و شما هستی.

راستی این شال و کلاه رو خودم بافتم . ببین چقد مامان هنرمند و باسلیقه ای داری.

بابایی و شما بالای قابلمه آش

اینجا هم شما به کمک عمه مریم و من در حال هم زدن آش هستی. ایشالله برای ما هم دعا کرده باشیو دعات برآورده باشه ماااااااااااااااااااادر

دیروز صبح بابایی که از خواب بیدار شد شروع کرد به برگه های دانش آموزا رو صحیح کردن تا شما خواب بودی. ولی هنوز همه رو صحیح نکرده بود که بیدار شدی. بابایی هم تند و تند همه رو جمع کرد. اینجا کیف باباجونو گرفتی

اینجا انگار فهمیدی دارم عکس میگرم. سرتو تکیه دادی به بابایی که عکس عشقولانه ای بشه وروجکم. راستی دیروز خوردی به لبه تختت و لبت پاره شد . دردت بخوره به جونم دلم کباب شدواست.

قربون این موهای شلختت بشم که هر وقت از خواب بیدار شی اینطورن. ببخشید خاله ها که شلختمخوشمزه

فعلا دیگه بسه. دارم از بی خوابی تلف میشم. 

ثنا جان تا این لحظه ، 11 ماه و 21 روز و 10 ساعت و 50 دقیقه و 2 ثانیه سن دارد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

خاله عاطی
13 دی 92 15:25
الهی من دورت بگردم که عین این عروسکا شدی ........سیر نمیشم ازت نفسم
مامان ثنا
پاسخ
ممنون خاله جون
خاله ی آریسا
14 دی 92 14:48
پیشاپیش تولدت مبارک عزیزم چه وروجکی شدی واقعاً هم مامان هنرمندی داری کلاه و شالت خیلی قشنگه عزیزم
مامان ثنا
پاسخ
سلام . ممنون خاله جون. شما لطف داری
خاله لیلا
15 دی 92 11:41
به به، به این دخمل خوشگل... پیشاپیش تولدت مبارک عسل بانو...انگار همین دیروز بوذ که تو مسجد مامان وحیده رو دیدم که شمارو هنوز تو دلش داشت و من چه جاخوردم دیدمش... صدسال زنده باشی و سایه بابا و مامانت بالاسرت ایشاا...ثنابانو
مامان ثنا
پاسخ
ممنون خاله جون لیلا
مامان امیررضا
16 دی 92 1:16
عزیز دلم پیشاپیش تولدت مبارک .
مامان ثنا
پاسخ
ممنون زندایی جون
خاله لیلا
17 دی 92 17:10
مامان وحیده خوب شده که محرم و صفر تموم شده و شما این تم غمگین رو برداشتی.....ببین صورتی به این خش رنگیییی..همیشه از این رنگا تو وب جیجر بزار...
مامان ثنا
پاسخ
چشم. حتما خاله جون